مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

166

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

گرامى داشت مسلمانان نسبت به آن دو به جايى رسيد كه چون پياده حج مىگذاردند و مركب‌ها پيشاپيش و بدون سوار برده مىشد ؛ هر سوارى كه از راه مىگذشت ، به خاطر احترام و بزرگداشت منزلتشان پياده مىشد ، چنان كه راه رفتن براى بسيارى از حاجيان دشوار گرديد . آن‌گاه نزد چند تن از بزرگان صحابه رفتند و خواستند كه به آن دو پيشنهاد كنند كه يا سوار شوند و يا از راه كناره بگيرند . چون اين‌پيشنهاد به آن دو بزرگوار داده شد گفتند : سوار نمىشويم زيرا با خود عهد كرده‌ايم كه تا خانهء خدا پياده برويم ، ولى از راه كناره مىگيريم . « 1 » هنگام طواف خانهء خدا ، ازدحام مردم براى سلام كردن به آن دو به اندازه‌اى زياد بود كه نزديك بود خردشان كنند . « 2 » حسن عليه السلام و حسين عليه السلام پيوسته دو ستاره روشن آسمان اين امّت بودند كه در دل مؤمنان جاى داشتند و مورد محبت ، احترام و تقديس‌شان بودند . تا آن كه ابومحمد ، حسن مجتبى ، رخت از اين جهان بربست و به جوار پروردگار متعال و جد و پدر و مادرش انتقال يافت . و امام اباعبدالله الحسين تنها ماند . . . در اين هنگام امّت اسلامى جداى از قداست ويژه‌اش ، وى را باقيمانده اهل كسا و آيه‌هاى تطهير و مودّت و ابرار و اهل بيت و يادآور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و على عليه السلام و فاطمه عليها السلام و حسن عليه السلام مىديدند . در نتيجه آن حضرت به تعبير يكى از نامه‌هاى تسليتى كه از كوفه به وى رسيد ، « برجسته‌ترين بازمانده گذشتگان » بود . « 3 » جايگاه او در ميان مردم همان جايگاه جدش رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود كه جان‌هاى سرگردان و نگران ، آرامش و وقار مطلوب خويش را در وجود او مىيافتند . حتى كسانى كه از هدايت اهل بيت عليهم السلام دور مانده بودند در برابر امام حسين عليه السلام دل از دست مىدادند و نهايت اكرام و احترام را نسبت به وى به جاى مىآوردند و به بلندى قدر و منزلتش اعتراف مىكردند .

--> ( 1 ) - الارشاد ، ص 280 - 281 . ( 2 ) - البدايه والنهايه ، ج 8 ، ص 37 . ( 3 ) - انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 151 ، حديث 13 .